• تاریخ انتشار خبر : دوشنبه ۵ تیر ۱۳۹۶ | کد خبر : 5124
  • داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    به مناسبت روز جهانی اعتیاد/
    زمزمه شعر مولانا از زبان یک معتاد
    مــن غلام هپرم ، غیـــر  هپر هیــــچ مگو پیش مـــن جــز سخن شیشه و کیشمیش مگو سخن ترک مگو ،جز سخن درک مگو تو از این بی ثمری رنج مبر ، هیچ مگو دوش دیوانه شدم ، اکس مرا دید و بگفت آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هیچ مگو گفتــم :ای اکس مــن […]

    مــن غلام هپرم ، غیـــر  هپر هیــــچ مگو

    پیش مـــن جــز سخن شیشه و کیشمیش مگو

    سخن ترک مگو ،جز سخن درک مگو

    تو از این بی ثمری رنج مبر ، هیچ مگو

    دوش دیوانه شدم ، اکس مرا دید و بگفت

    آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هیچ مگو

    گفتــم :ای اکس مــن از چیز دگــر می ترســم

    گــفت : آن سیخ و جگر نیست دگـر ، هیچ مگو

    من به گــوش تـــو سخنهای نهان خواهم گفت

    ســر بجنبـــان کـــه تکی ، جــــز به خودت هیچ مگو

    صنمی ، غم شکنی در ره دل پیــــــدا شـــد

    در ره اکس چـــه حریف اســت ضرر هیـــچ مگــو

    گفتم : ای دل چه کم است ایــن ؟ چه افاقت می کرد؟

    گفت: کـــه نـــه اندازه توســت ایـــن بکش و هیچ مگو

    گفتم : این قرص فرشته ست عجب یا بشر است؟

    گفت : این غیـــر فرشته ست و بشــر هیچ مگو

    گفتم :این چیست ؟ بگو زیر و زبر خواهم شد

    گــفت : می باش چنیــن زیرو زبر هیچ مگو

    ای نشسته در این خانه پر درد و خیال

    خیز از این خانه برو، پر بزن و هیچ مگو

    گفتم:ای اکس نظری کن، نه که من همسفرم؟

    گفت : این هست ولـــی جان پدر هیچ مگو

    گفتم: اکنون به خیالت به کجا خواهم شد؟

    گفت: بشتاب، ره بام بگیر و بگذر هیچ مگو

    گفتم: گویی از فرط توهم به فضا افتادم

    گفت: اینجا که فضا نیست، دگر هیچ مگو

    گفتم: برو ای مست، گمانم تو توهم زده ای

    گفت: ای یار کفن پوش شدی، هیچ مگو

    ساناز شهابی

    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    دیبا خبر پر از خبر اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز