• تاریخ انتشار خبر : پنج شنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۰ | کد خبر : 41770
  • داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    کرونا آمد و بوی عنبر آورد
    دیبا: شما یادتان نمی‌آید (البته اگر جنس‌تان نر باشد، اصلاً تجربه نکرده‌ید که به خاطر بیاورید) یک زمانی ما جنس‌های ماده وقتی می‌خواستیم سمت بازار و راسته کوچه برویم نوبتی بادیگارد می‌ایستادیم تا با این جا و آن جای اجناس نر برخورد نکنیم.

     

     

    البته آن موقع من بچه سال بودم و دقیق یادم نیست چند بار با جنس مخالف تصادف کرده‌ام! فقط خاطرات گنگ و مبهمی از دعواهای بعد از تصادف در ذهنم مانده که با ورود مردان با غیرت به صحنه و حذف رقیب و ادامه صحنه‌سازی تصادف توسط برادران دیگرختم به خیر می‌شد. البته حالا که بیشتر فکر می‌کنم می‌بینم طفلکی برادران مقصر نبودند، اشتباه از شهرداری بود که پیاده‌روها را تنگ و باریک ساخته بود.

    خلاصه سال‌ها از آن قضایا گذشته بود و من هم کم کم این ماجراها را فراموش کرده بودم تا اینکه کرونا آمد و بوی عنبر آورد. آن اوایل به محض اینکه تلویزیون را باز می‌کردم، می‌گفت: «لطفاً دست ندهید» می‌رفتیم خرید، می‌دیدم نوشته‌اند «لطفاً دست نزنید». ( راستی چرا ما آن زمان‌ها روی لباسمان برچسب نمی‌زدیم که لطفاً دست نزنید؟!)

    همه پزشکان توصیه می‌کردند وقتی بیرون از منزل هستید دستانتان را به چشمانتان نمالید و حتماً حتماً از ماسک استفاده کنید. بینی و بین‌الله من هم تمام این موارد را مراعات می‌کردم، حتی یک بار وقتی بیرون بودم چشمم به شدت خارید، اما به توصیه پزشکان عمل کردم و دست به چشمم نزدم و از یکی از عابران پیاده خواهش کردم تا چشمم را بخارد.

    می‌دانید سخت‌ترین قسمت کرونا به نظر من استفاده از ماسک است، به‌خصوص این اواخر که هوا هم گرم شده، تحمل ماسک برای همه سخت‌تر شده است، اما چاره چیست؟! نهایت هم بعضی جاها که خلوت باشد یا مردم نباشند برای لحظه‌ای ماسک را پایین می‌دهیم و نفسی تازه می‌کنیم.

    شما را نمی‌دانم اما من احساس می‌کنم، از وقتی ماسک زده‌ایم، همه بی‌تربیت، وقیح و بی‌بند و بار شده‌اند. کافیست ۱۰ دقیقه در خیابان قدم بزنی تا ۱۰ بار این جمله را بشنوی «بکش پایین، بسه دیگه بکش بالا» ترکی‌اش هم که بدتر «چک اشایه، دا بسدی دا چک اوسته، آدام گلیر» یعنی در این لحظات از ترس حتی جرات نمی‌کنی به پشت سرت هم نگاه کنی چون ممکن است طرف، حین جابجایی ماسک از مسیر پایین به بالا عطسه یا سرفه‌ای نثار وجودت بکند. (شمایی که الان لبخند زدی از سن‌ات خجالت بکش).

    تازه این که خوب است، کرونا باعث ضعیف شدن اعتقادات دینی ما هم شده است، قبلا هر کس عطسه می‌کرد، ملت یک الحمداللهی، صلواتی، شکر خدایی می‌گفتند و  حرکت می‌کردند، الان کافیست تا یک عطسه بکنی، در همان لحظه تمام مردم شهر دست جمعی زیر لب فقط یک چیز زمزمه می‌کنند؛ زهرمار!

    اه بی‌خیال! از قضیه ماسک بگذریم و برگردیم به بحث فاصله‌گذاری اجتماعی! عرضم به خدمت بعد از آمدن کرونا فوبیای دستمالی (دست + مالی) دوباره در من زنده شد و کار به جایی رسید که به هم جنس‌های خودم هم اعتماد ندارم.

    من از آن دسته افرادی بودم و هستم که فاصله‌گذاری اجتماعی را از همان اول جدی گرفتم. مثلا اوایل شیوع کرونا من و همسرم تصمیم گرفتیم چند ماهی کلا از خانه بیرون نرویم و با دو قران پس‌اندازی که داشتیم به سر کردیم، همین شد که یکهو چشمانمان را باز کردیم و دیدیم ای دل غافل هم بیکاریم و هم بی‌پول. نگو بیشتر مردم عوام هم مثل ما به خیال اینکه چند ماه بعد کرونا تمام می‌شود، نشستند ورِ دل خانواده و از آنجایی که متراژ خانه‌های امروزی کوچک است، نتوانستند فاصله ‌اجتماعی را رعایت کنند و در نتیجه جمعیت ایران چند میلیونی اضافه شد.

    تقصیر خودمان بود زمانی که ما در خانه لم داده بودیم و خیالمان از کرونا راحت بود، بسیاری از آن‌ها (محصولین) سر کار می‌رفتند، هی کرونا می‌گرفتند، هی نمی‌مردند و ملت را سرِ کار می‌گذاشتند. (منظور استخدام نیرو) برای همین فاصله ما با آنها دیگر خیلی زیاد شد، به طوری که یادشان رفت برای مرغ‌ها آب و دان وارد کنند، در نتیجه مرغ‌ها از گرسنگی مردند. گاو و گوسفندها هم که از اسمشان مشخص است، گاوند تحریم حالیشان نیست! آنقدر سر شکم خود با مسئولان چانه زدند که آخرش صاحبانشان این بی‌حرمتی به قشر زحمت‌کش جامعه را تاب نیاوردند و آنها را کشتند.

    از حق نگذریم مرغ‌ها در قضیه کرونا ثابت کردند که چقدر به فاصه‌گذاری اجتماعی پایبند هستند، به طوری که یکسال و اندی می‌شود که از خروس‌ها جدا زندگی‌ می‌کنند. این چند شانه تخم‌مرغی هم که در بازار ریخته، کار مرغ‌های همسایه شمالی است وگرنه مرغ‌های ما با شخصیت‌اند.

    می‌خواهم چیزی بگویم که شاید باب میل‌تان نباشد، اما باور کنید، کرونا به ما یاد داد که ما ایرانی جماعت ژن برتر هستیم و به راحتی می‌توانیم دو سال بدون خوردن گوشت قرمز و مرغ و تخم‌مرغ و لبنیات و میوه‌جات و سبزیجات تنها از طریق دریافت نور و آب فتوسنتز کنیم و گرد‌ه افشانی کنیم و از اینکه فاصله اجتماعی تبدیل به فاصله اقتصادی و بعد فاصله سیاسی شده است، ککِمان هم نگزد.

    راستی انتخابات ریاست جمهوری فرداست یا پس فردا؟!

     

    ساناز شهابی

    داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
    دیبا خبر پر از خبر اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز اطلاعات تبریز