



به گزارش دیبا خبر، یعنی کلا ایرانی جماعت زیر بار نمیروند. مخصوصا اگر بارشان سنگین باشد. نمونه بارزش همان قضیه کشف حجاب توسط رضا شاه است. نتیجهاش چه شد؟! ملت دوتا دوتا چادر سرشان میکردند. چرخ گردون چرخید و چرخید تا اینکه سالها بعد قرار بر این شد که دختران و زنان ایرانی با حجاب در اماکن عمومی حاضر شوند. نتیجه چه شد؟! همانی که میبینید. زنان ایران زمین آستین بالا زدند، رفته رفته از ارتفاع مانتوها کم شد و روسریها تنها قسمت میانی سر را پوشاندند.
اصلا چرا راه دور برویم. فرض کنید دولت میگوید، مردم ارز نخرید، فردا همه در صف خرید ارز هستند. میگوید، ملت ماسک بزنید تا کرونا نگیرید. مردم چنان با انگیزه و افتخاری ماسک نمیزنند که نگو. اوایل شیوع کرونا یادتان میآید، ماسک و لوازم ضد عفونی پیدا نمیشد، همه صف میبستند تا اینها را بخرند.
تمام اینها را گفتم که گفته باشم، آقایان مسئول لطفا دست از سر ما بردارید، ما کتاب نمیخوانیم. بابا مگر زور است؟! تلویزیون را روشن میکنی، برنامه کتابباز را نشان میدهد. رادیو باز میکنی، از اهمیت کتاب میگوید. میروی سوار مترو شوی، بروشورهای کتاب میبینی. یکی نیست بگوید برادر من، بس است دیگر. لطفا با روح لطیف ما بازی نکنید. من سیرم، ممنون. غذای روح نمیخواهم. اصلا رژیم دارم. والا
بگذارید خیالتان را راحت کنم، ما ملت چشم و دل سیری هستیم. نه تشنه علم هستیم و نه گشنه یادگیری.
اصلا به فرض هم که کتاب بخوانیم، آخرش که چه! دو روز بعد کلا یادمان میرود چه کتابی خواندهایم و موضوعش چه بوده است.
شاید باورتان نشود آن روز خواستم یکی از کتابها را از ویترین بردارم، به جان خودم، کتاب چنان جیغی کشید که نگو. البته حق هم داشت، خودم هم بودم، همین کار را میکردم. به هر حال کتاب به عنوان موجود زنده حق دارد شریک زندگیاش را خودش انتخاب کند. و این شد که من دیگر لای هیچ کتابی را باز نکردم. با هیچ کتابی انس نگرفتم و عاشق هیچ متنی نشدم.
البته یک توصیه دوستانه به مسئولین فرهنگی دارم. اگر میخواهید سرانه مطالعه را بالا ببرید، کافیست یک هفته درِ تمام کتابخانهها و کتابفروشیها را ببندید، بعد قانون منع خرید و فروش، حمل و نقل و مطالعه کتاب را تصویب کنید، حتی کتابهای درسی و کمک آموزشی را. قسم میخورم سر یک ماه نشده همه کتابخوان میشوند.
پریسا امامی