



پرویز احمدزاده هستم، متولد سال ۱۳۵۳، اصالتا ورزقانی ام اما خودم متولد و ساکن تبریز هستم. دارای دکترای زبان و ادبیات عربی هستم. پنج سال تمام به عنوان موسس دانشگاه آزاد واحد خسروشهر مشغول فعالیت بودم، پنج سال نیز در وزارت امور خارجه به عنوان مترجم مقیم کار کرده ام و در حال حاضر به عنوان عضو هیئت علمی و استاد در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان حضور دارم.
گفتمان دهه پنجم نباید با بی عدالتی و تبعیض آغاز شود
به اعتقاد من اگر پایه های استقلال کشور تکمیل شود، به تبع آن امنیت نیز در جامعه و کشور مستقر می شود. اینکه بعد از ۴۰ سال نظام اینقدر مستحکم است، به دلیل قدم های محکمی است که در راه تامین استقلال، آزادی و امنیت برداشته است. با این حال با گذشت چهار دهه از انقلاب، گفتمان دهه پنجم نباید با بی عدالتی و تبعیض آغاز شود و این برای انقلاب ۴۰ ساله ایران قابل قبول نیست و دقیقا به همین علت آیت الله خامنه ای بر اجرای گام دوم انقلاب به عنوان منشور سیاسی کشور تاکید دارند و خواستار پوست اندازی نظام هستند.
من با چهار هدف وارد میدان رقابت انتخاباتی شده ام. نخست، نه به اشرافیت سیاسی! همانطور که مستحضر هستید در طول ۴۰ سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، برخی افراد به واسطه کُرسی های قدرت، ثروت های کلان به دست آورده اند و مدام برای حفظ این سرمایه های باد آورده، پول های کثیف رد و بدل می کنند. متاسفانه باید بگویم در طول ۱۵ سال اخیر کشور ما سرمایه دار تربیت کرده است نه سرمایه گذار! چطور می شود که یک وزیر یا نماینده یا مسئول چند هزار میلیارد دارایی دارد؟ کدام رانت های سیاسی هستند که اجازه پرس و جو درباره نحوه کسب ثروت های میلیاردی را نمی دهند؟ دستگاه های نظارتی چرا سکوت می کنند؟ اینها یکی از دغدغه های من هستند.
دوم، حمایت از سرمایه گذاری؛ آذربایجان شرقی به دلیل دارا بودن دو مؤلفه وجود صنایع مادر و بزرگ و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی با چند کشور و تعامل با کشورهای همسایه، به عنوان پایلوت صنعتی، نقش بسزایی در دور زدن تحریم ها داشته و دارد، اما آنچنان که باید و شاید تاکنون از این ظرفیت استفاده نشده است. استان ما بهترین شرایط را برای جذب سرمایه گذار دارد، اما در عمل شاهد چنین اتفاقی نیستیم، علت کاملا مشخص است؛ سهم خواهی برخی افراد، باعث می شود تا سرمایه گذاران در راهروهای اداره کل صنایع و معادن سرگردان شوند، این بروگراسی اداری باعث می شود تا سرمایه خود را به شهرهای دیگر از قبیل سمنان و یزد ببرند. من خودم فردی را به استان آورده بودم که حاضر بود چهار هزار میلیارد در آذربایجان شرقی سرمایه گذاری کند، و تنها دو شرط داشت، یکی تامین امنیت سرمایه اش و دوم عدم سهم خواهی. اگر من نماینده شوم به طور جدی پیگیر بحث سهم خواهی عده ای منفعت طلب خواهم شد. ما به جای اینکه فضا را برای سرمایه گذاری باز کنیم، سرمایه گذار را آنقدر با بروکراسی اداری خسته می کنیم، که سرمایه اش را می برد به سایر کشورها.
سوم، تزریق نسل جدید و جوان به بدنه مدیریتی و اجرایی؛ باید قبول کنیم که با اندیشه و تفکر افراد چهار دهه قبل نمی توان به نیازهای امروز کشور پاسخ داد، مدیران قدیمی نمی توانند فکر نسل جدید را پیاده کنند. آن عده ای که بالا نشین بوده و لکسوس سوار هستند، درد مردم چهل متری و لاله و حاشیه نشین ها را نمی فهمند، اصلا در مورد آنها فکر هم نمی کنند! اما من می فهمم چون از بدنه مردم هستم.
چهارم، شفاف سازی؛ بنده با قاطعیت به مردم و هم استانی های خودم می گویم که من، پرویز احمدزاده بعد از نمایندگی مجلس، کارخانه دار نمی شوم. و به محض ورود به مجلس لیست تمام دارایی های خود و اقوام سببی و نسبی ام را در اختیار عموم می گذارم. نماینده ای که زیپ جیبش باز باشد، زیپ دهانش بسته است. از لحظه ای که وارد مجلس شوم، تمام دغدغه ام رفع مشکلات مردم می شود، کار تدریس دانشگاهی را به دو واحد در ترم کاهش می دهم، آن هم برای اینکه ارتباطم با دانشجویان به عنوان بخش بزرگ و مهمی از جامعه قطع نشود و از نزدیک با دغدغه هایشان آشنا شوم. مردم باید از نمایندگان بپرسند، چطور شما با مدرک لیسانس و فوق لیسانس به بهارستان آمده ای و در حین فعالیت در مجلس دکترای بی خیالی گرفته ای؟ یا به عنوان استاد تمام در دانشگاه ها تدریس می کنید؟ مگر نه این است که از فرصتی که متعلق به مردم است، را صرف ارتقای جایگاه علمی خود کرده اید؟
اصل ۵۳ که مربوط به تفهیم بودجه است، مهم ترین وظیفه نمایندگان مردم در مجلس به شمار می رود، نمایندگان باید کاملا کتابچه بودجه را مطالعه کنند، تا بدانند کمبودها کجاست و چرا کسری بودجه داریم. من طی این چند سال اخیر با دقت این کتابچه را مطالعه کرده ام و به تمام مسائل آن واقف هستم.
بخشی از وظایف نمایندگان، ترمیمی و نظارتی است. نمایندگان ما در بُعد ترمیمی ضعیف نیستند، به راحتی چند ماه وقت مجلس را می گیرند که قانون انتخابات را عوض کنند، در حالی که اگر کارها و لوایح از ابتدا به صورت کارشناسی شده انجام می شد، نیاز به صرف وقت و هزینه کلان برای تغییر یا اصلاح قوانین نبود. با این حال مشکل اصلی نمایندگان در حوزه نظارت بر اجرای قوانین است.
جسارت، عاریتی نبودن حنجره و صاحب قلم و اندیشه بودن.
اهمیت مجلس یازدهم در این است که نمایندگان مردم قرار است هفتمین سند توسعه پنج ساله کشور را تدوین کنند، در حقیقت مجلس برای فعالیت سایر قوه ها ریل گذاری می کند. مجلسی که محصول فضای احساسی و ذوق زده باشد، یک مجلس ضعیف است و مجلس ضعیف نمی تواند خطوط را به درستی بچیند.
ماشین سازی را از عامل گرفته اند و داده اند به فامیل
نمایندگان فعلی استان به این سوال جواب بدهند که چرا در مورد واگذاری ماشین سازی تبریز به بخش خصوصی و اهلیت آن سکوت کردند، چه شد که بخش ریخته گری ماشین سازی که زمانی جواب تمام خاورمیانه را می داد، اکنون ورشکسته شده است. چطور می شود، ماشین سازی ای که تنها ضایعاتش حدود یک هزار و ۵۰ میلیارد می ارزد، به قیمت ۱۰ هزار میلیارد تومان فروخته می شود. بر اساس اصل ۴۴ باید اهلیت فرد یا بخشی که شرکت به وی واگذار می شود، ابتدا باید توسط نمایندگان بررسی و تائید شود، چرا نمایندگان در زمان واگذاری ساکت بودند و بعد از اینکه کار تمام شد، لب به سخن گشودند که فلانی اهلیت تصدی ماشین سازی را ندارد؟! اینجا باید بگویم، نمایندگان و دولت، ماشین سازی را از عامل گرفته اند و داده اند به فامیل.
اگر از نمایندگان استان بپرسید که وظیفه اصلی شما در مجلس چیست، جواب قاطع و مناسبی نمی دهند. از آنها بپرسید تکلیف بودجه در اصل ۵۳ چه شده است؟ چه اتفاقی افتاده که بودجه آذربایجان شرقی پایین تر از استان های کرمان و یزد قرار گرفته است؟ و ما از نظر تخصیص بودجه در ردیف نهم هستیم. از نمایندگان استان بپرسید در رابطه با سند توسعه پنج ساله چه کارهایی انجام داده اند؟ طی چهار سال حضور در مجلس کدام پیشنهاد یا طرح را به نفع مردم استان در مجلس ارائه کرده اند؟
در ماده ۴۳ شورای عالی معادن آمده است که باید یک درصد از منابع مس در اختیار استان ما قرار گیرد، حال نمایندگان بگویند این یک درصد کجا تخصیص داده شده است؟ چرا درآمدهای استان کاهش یافته؟ چرا ما خام فروشی می کنیم؟ و در عوض سود اصلی مسی که متعلق به ما است، از کرمان سر در می آورد؟ در سند توسعه پنج ساله مصوب شده است که دولت باید ۲۰ درصد از امور را به بخش خصوصی واگذار کند، آیا این ۲۰ درصد محقق شده است؟
بسیاری از نماینده ها حتی لای کتاب بودجه را هم باز نکرده اند تا ببینند در فلان ماده واحده به چه چیز اشاره شده است؟ چرا دلیل کسری بودجه را از دولت نمی پرسند؟
نمایندگان ما چهار دهه با آزمون و خطا و تفکر سنتی حرکت کرده اند و با این شیوه هرگز مجلس نمی تواند به وظایف خود عمل کند.
بنده با علم و آگاهی کامل در انتخابات مجلس شرکت کرده ام
به نظر منیکی از مشکلات اساسی کشور که مانع از تحقق اهداف می شود، حرکت انفرادی و عدم استقبال از کار گروهی و تیمی است. مشکل اینجاست که ما به کارهای تیمی اعتقاد نداریم، نمایندگانی که به مجلس می روند، مدام از تفکر شخصی و ایده های فردی خود بحث و دفاع می کنند، در حالی که بهتر است نمایندگان در پی حمایت از دیدگاه های جمعی و تفکرات گروهی باشند، حتی اگر منجر به شکست شود. متاسفانه نمایندگان ما در مجلس، هر حرفی و برنامه ای را بدون مشورت با دیگران و کار کارشناسی رد یا تائید می کنند و این آفت بزرگی برای مملکت است. ما برای اولین بار است که برای بررسی مسائل استان و تبریز تیم تشکیل داده ایم. من در قالب تیمی ۴۱ نفره متشکل از اساتید دانشگاهی و چهره های علمی از پنج سال پیش شروع به شناسایی و احصاء تمام مشکلات استان کردیم و نتیجه زحمات گروهی و اتاق فکر ما در قالب جزوه ۲۰۰ صفحه ای به همراه ارائه راهکارهای علمی و عملی آماده شده است و بنده با علم و آگاهی کامل در انتخابات مجلس شرکت کرده ام تا استفاده از یافته های خود و همکارانم، بتوانیم مشکلات مردم و استان را یک به یک رفع کنیم. و به امید خدا اگر به عنوان نماینده وارد مجلس شوم، در مورد هر تک تک سطرهای این جزوه ۲۰۰ صفحه ای در حوزه های مختلف صنعت، کشاورزی، دانشگاهی، آموزش و پرورش و… ساعت ها حرف برای گفتن دارم و به صورت جدی پیگیر رفع مشکلات استان و به طور خاص مردم عزیز تبریز، اسکو و آذرشهر خواهم بود. من باور دارم، نماینده ای که در مجلس رأی ممتنع می دهد، عقل سیاسی ندارد، اگر من راهی مجلس شوم، تک تک رأی هایی که می دهم را با ادله کافی در اختیار مردم قرار خواهم داد.
تبعیض در سیستم آموزشی بیداد می کند
استان ما در حال حاضر با مسائل عدیده ای مواجه است از مشکلات عمومی مردم گرفته تا مشکلات صنایع، فرهنگیان، مسکن، کشاورزی و… اما بزرگترین مسأله امروز کشور و استان به ترتیب بیکاری، مسکن و اخیرا بیمه و آموزش رایگان است. باید از مسئولین بپرسیم چطور شده است که ۹۸ درصد قبولی های کنکور در رشته های مهم دانشگاهی از مدارس غیر انتفاعی بیرون آمده اند؟! چرا عملکرد مدارس دولتی ضعیف شده است و معلم های نمونه و ماهر به جای تدریس در مدارس دولتی در مدارش غیر انتفاعی مشغول کار هستند؟! رقابت سالم بین مدارس دولتی و غیر دولتی به دلیل توزیع ناعادلانه آموزشی از بین رفته است و شاهد تبعیض در این زمینه هستیم.
لیست ها امام زاده نیستند، بلکه حاصل لابی های سیاسی اند
بیشتر نماینده های دوره های قبلی و قعلی وابسته به جریان های سیاسی و رانت های صنعتی هستند، یا چپ یا راست! حتی تعدادی از کاندیداها خودشان را از پیش انتخاب شده می دانند. مشکل اول من در ابتدا خود همین جریان های سیاسی هستند. طی تحقیقاتی که در کشورهای اروپایی از سال ۱۹۵۸ تا ۲۰۱۵ میلادی انجام داده ام، احزاب از پایین و بدنه مردم حرکت کرده اند و به بالا رفته اند، اما در ایران این رویه برعکس است. در کشور ما احزاب از بالا به پایین آمده اند، یعنی محصول حکومت اند و موسس احزاب مسئولین رده بالای کشوری هستند. در نتیجه احزاب نمی توانند نماینده واقعی حقوق مردم باشند. من عضو هیچ جریان خاصی نیستم، اگر لایق باشم وارد مجلس می شوم و اگر نه، لزومی نمی بینم حتما نام خود را در لیست به خصوصی قرار دهم تا مطرح شوم. لیست ها امام زاده نیستند، بلکه حاصل لابی های سیاسی اند. من تربیت یافته مکتب معلمی هستم، نماینده قشری که یاد گرفته است سرپا بایستد و به سوالات دانشجویان پاسخ دهد، نه اینکه پشت میز بنشیند، منشی داشته باشد و دستور دهد.
معلم ها و اساتید به دلیل مشکلات معیشتی سخت می توانند در انتخابات مجلس شرکت کنند و من جزء معدود نماینده های این قشر در فضای انتخاباتی هستم. هزینه های ستاد من چندان زیاد نیست، برای سه ماه اجاره ستاد انتخاباتی ام ۱۵ میلیون تومان پرداخته ام، هزینه تبلیغات و بنر و … را هم از حاصل پنج سال پس اندازم در زمانی که در وزارت امور خارجه بوده ام، خرج می کنم.
مجلس دهم، ضعیف ترین مجلس ادوار ایران
مجلس دهم، مجلسی بی خاصیت است و به نظر من ضعیف ترین مجلس کل ادوار ایران است. مجلس دهم محصول ذوق زدگی نسل جدید سیاسی است، عدم تنوع و تکثر افراد در آن دوره باعث شد تا لیست ها رأی بیاورند نه اشخاص. به تازگی ها یکی از نمایندگان کنونی مجلس گفته است، پارلمان جای با تجربه هاست. در پاسخ به این فرد باید بگویم، شما خودتان تجربه را از کجا کسب کرده اید؟ همه ما با آزمون و خطا صاحب تجربه شده ایم، پس باید راه جوانان را در مسیر کسب تجربه باز کنیم.
نماینده ها به جای اتاق فکر به مراسم تعزیه می روند
عدم هماهنگی بین نماینده های استان در مجلس هم کاملا مشهود است، نمایندگان ما نتوانستند طی چهار سال فعالیت خود، طرح به خصوصی در راستای توسعه استان ارائه دهند، شاهد چند صدایی و عدم یکدلی بین آنها بودیم و به جای اینکه حداقل یکبار در ماه دور هم جمع شوند و در اتاق فکر به تبادل نظر با یکدیگر بپردازند، سر از مراسم تعزیه و فاتحه و ضیافت شام درآوردند.
سخن آخر!
از مردم عزیز تبریز، اسکو و آذرشهر می خواهم تا به من اعتماد کنند، من از صمیم قلب برای خدمت به مردم وارد انتخابات شده ام و معتقدم اگر هدف من مقدس باشد، خداوند دستم را می گیرد. از مردم می خواهم به جای رأی دادن به لابی های قدرت، به افرادی رأی بدهند که از خودشان هستند، درد مردم را می فهمند و با برنامه منسجم پا به این عرصه گذاشته اند.
نمایندگان ما بعد از اینکه وارد مجلس شده اند، جلوی دفتر ارتباطات مردمی خود کاغذ می چسبانند که اینجا بنگاه کاریابی نیست، اما در شش ماه پایانی فعالیت خود و نزدیک انتخابات دوباره خود را مسئول حل مشکلات بیکاری و کاریابی برای سایر مردم می دانند.
نماینده ای که با دو کیلو برنج و روغن رأی می خرد، مشخص است که در آینده به داد ملت نخواهد رسید و اینجاست که رسالت اصلی رسانه ها جلوه گر می شود. رسانه ها باید با آگاهی بخشی به مردم، آنها را به سمت انتخاب درست سوق دهند.
مصاحبه: ساناز شهابی