



به گزارش دیبا خبر، شهر جدید سهند، بعد از تبریز مهمترین شهر آذربایجانشرقی به شمار میرود، چرا که برخلاف سایر شهرستانهای استان که اصولا دارای بافتی قدیمی و ریشهای تاریخی- فرهنگی هستند، سهند، شهری تازه تاسیس، با ترکیب جمعیتی متفاوت از مناطق مختلف استان است. در این شهر به دلیل عدم وجود روابط قومی و خویشاوندی امکان نظارت سنتی مانند سایر شهرستانها وجود ندارد، از طرف دیگر بیشترین ساکنین شهر سهند را خانوادهها و زوجهای جوانی تشکیل میدهند که به دلایل مالی قادر به سکونت در تبریز نبودهاند و به همین دلیل ترجیح دادهاند در این شهر زندگی کنند. علاوه بر موارد فوق باید اذعان کرد، به دلیل وجود فقر در بخش عمدهای از سهند و به خصوص مساکن مهر، احتمال بروز آسیبهای اجتماعی بعید به نظر نمیرسد. با این اوصاف آنچه مهم است، توجه بیشتر نهادهای فرهنگی در ایجاد هویت فرهنگی مشترک و آگاهسازی عمومی از طریق اجرای برنامههای فرهنگی و تشویق مردم به کتابخوانی است، اما جای تأمل دارد که چرا شهری به بزرگی سهند با ویژگیهای خاص، نهاد مستقل فرهنگی ندارد و تحت نظر اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان اسکو قرار دارد. و حقیقت تلختر اینکه ظاهرا مسئولین ارشاد اسکو تاکنون به ضرورت پرداخت به بحث فرهنگ و کتاب در سهند پی نبردهاند و در چنان خواب عمیقی فرو رفتهاند که یادشان رفته، شهری به این وسعت هیچ کتابفروشی ندارد و تنها یک کتابخانه عمومی نه چندان بزرگ است که باید کفاف تمام نیازهای فرهنگی شهر را بدهد.
البته خوشبختانه طی چند سال اخیر مدیرعامل شرکت عمران سهند پی به حساسیت فعالیتهای فرهنگی برده است و در کنار فعالیتهای عمرانی و شهری، بار سنگین ایجاد نشاط و تحرک فرهنگی را بر دوش کشیده است، در ادامه به گفتگو با مدیرعامل شرکت عمران سهند و بررسی چالشهای فرهنگی به خصوص از جنس کتاب در این شهر میپردازیم.
ظاهرا مجموعه شرکت عمران اهتمام ویژهای در بحث فرهنگ دارد!
من به شخصه سهند را شهر فرصتها می دانم و طی دو سال فعالیتم در این مجموعه ثابت کردهام که این شهر دروازه توسعه آذربایجان است. گرچه ما به طور مستقیم متولی امور فرهنگی نیستیم اما باور دارم، که شهر فقط ساختمان و فعالیت های عمرانی نیست. ساختمان ها کالبد شهر هستند و فرهنگ روح این کالبد. درست است که فرهنگ همه چیز نیست اما آغاز همه چیز است، برای همین هم از نخستین روزی که وارد این شهر شدم، توجه ویژهای به بحثهای فرهنگی و اجتماعی داشتم. همانطور که میدانید، تا چند سال قبل تنها کاری که در این شهر انجام میشد، اتمام ساختمانها و تحویل آن به مشتریان بود و بس! اما اگر شهر را موجود زنده ببینیم پس باید به نیازهای آن نیز توجه داشته باشیم.
اولین اقدام من درست بعد از دو هفته از فعالیتم در این سِمت برگزاری پیادهروی خانوادگی بود، بعد شرع کردم به نصب المانهای شهری از قبیل مجسمه “سارای و خان چوپان”.
من سهند را جدای از تبریز نمیدانم. این شهر دارای پتانسیلهای بسیاری است که سایر شهرهای آذربایجانشرقی ندارند، هم از بابت سرریز جمعیت تبریز و هم به دلیل ترکیب جمعیتی فوقالعاده زیبا. حدود ۷۰ درصد جمعیت سهند زیر ۳۰ سال است، شاید بتوان گفت جوانترین شهر کشور! بیش از ۹۸ درصد از ساکنین سهند باسواد هستند. از سوی دیگر سهند بین دو شهر تبریز و اسکو واقع شده است که هر دو دارای قدمت تاریخی و سبقه فرهنگی هستند.
جایگاه کتاب بین فعالیتهای فرهنگی شرکت عمران سهند کجاست؟
در سهند مجموعه هشت بهشت را افتتاح کردهایم که به نوعی مرکز فعالیتهای فرهنگی و تفریحی سهند به شمار میرود. فعالیتهای متعددی در مورد ترویج فرهنگ کتابخوانی داشتهایم، چون متولی اصلی بحث کتاب، اداره کل ارشاد اسکو است، تاکنون ورود جدی به این حوزه نکردهایم، با این حال سال قبل اولین کافه کتاب سهند را در فاز سه راهاندازی کردیم. سه شنبه هر هفته در سهند ما ویژه برنامه “سه شنبههای بدون خودرو” را داریم و در این مراسم کتابهای انگیزشی و روانشناسی به شرکت کنندگان هدیه میکنیم. در خود مجموعه هم در طول سال هر یک از کارمندان میتواند با بعد از اتمام خواندن کتاب، میتواند آن کتاب را از ما هدیه بگیرد، تاکنون کتابهایی از قبیل “استاد عشق” اثر دکتر حسابی و “اثر مرکب” نوشته “دارن هاردی” را به چند نفر از کارمندان اهدا کردهایم.
چرا کافه کتاب، نتوانست موفق عمل کند؟
کافه کتاب در ابتدا شروع خوبی داشت، مردم هم استقبال خوبی داشتند، اما ظاهرا مجری طرح فرصت و انرژی کافی برای اداره آنجا را نداشت، شاید بهتر بود خودمان مستقیما مسئولیت اداره کافه کتاب را بر عهده میگرفتیم تا بهتر نتیجه بگیریم. ساکنین سهند افراد با فرهنگی اما از نظر اقتصادی ضعیف هستند، من در سایر شهرهای کشور مشغول به کار بودهام و به جرأت میگویم که شعور اجتماعی مردم این شهر بسیار بالا است و شهروندان آن دغدغه و مطالبه فرهنگی دارند.
قبول دارید که وجود یک کتابخانه برای شهر سهند کافی نیست؟
صد درصد. با وجود سی و پنج هزار و ۶۰۰ واحد مسکن مهر، سهند نیازمند چندین کتابخانه است. تنها کتابخانه این شهر که در فاز یک واقع است، کاملا اشباع شده است. در حال حاضر هم در صدد مکانیابی برای حداث چند کتابخانه عمومی در هر پنج فاز سهند هستیم. قرار است بخشی از پارک کودکان در فاز سه تبدیل به کتابخانه شود. یک مجتمع فرهنگی نیز در فاز دو در دست احداث است که با توجه به وقایع اخیر قرار است به اسم سپهبد سردار سلیمانی نامگذاری شود. این مجتمع با زیربنایی در حدود سه هزار متر مربع بعد از کتابخانه تبریز بزرگترین کتابخانه استان خواهد شد.
پروژه چقدر پیشرفت فیزیکی دارد؟ و چه زمانی به بهرهبرداری میرسد؟
این مجتمع و کتابخانه فرهنگی هنگامی که من وارد سهند شدم، از پروژههای متوقف شده بود. ما سال ۹۷ دوباره پروژه را فعال کردیم و در حال حاضر ۸۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد و تمام تلاش ما این است که تا پایان سال جاری افتتاح شود.
حتما در جریان هستید که در سهند هیچ کتابفروشی وجود ندارد؟ کنجکاوم بدانم چرا؟
همانطور که قبلا هم گفتم ما متولی فرهنگی نیستیم، اما دغدغه فرهنگی داریم، با این حال باید به این مسأله هم توجه داشته باشیم که این شهر تا چند سال پیش، جمعیت زیادی نداشت و به یکباره از سه- چهار سال قبل رشد جمعیت چند برابری را تجربه کرد، شاید به همین دلیل هم مدیران قبلی شرکت عمران و هم مسئولین فرهنگی چندان نیازی به امور فرهنگی و کتابخوانی نداشتند. با این حال کاملا موافقم که عدم وجود کتابفروشی در این شهر قابل قبول نیست و در همین جا قول حمایت از راهاندازی کتابفروشی در سهند را میدهم و هر شخصی که تمایل به این کار داشته باشد، میتواند با کمترین هزینه در مجتمع فرهنگی سهند مستقر شود. هم چنین امیدوارم با همکاری و پیگیری ارشاد اسکو بتوانیم تا احداث کتابخانهها و کتابفروشیها از طریق تعامل با مساجد و راهاندازی اتوبوسهای سیار کتابخوانی تا حدودی جوابگوی دغدغه فرهنگی خانوادهها باشیم. هم چنین در نظر داریم در جریان احداث دو مسجد جدید در سهند، مکانی به عنوان کتابخانه در کنار یا داخل مسجد در نظر بگیریم من از نهادهای متولی فرهنگ و افراد علاقهمند به حوزه کتاب دعوت میکنم تا در این امر ما را یاری کنند، اقدام از آنها، حمایت از ما.
سوال آخر! شما خودتان اهل کتابخوانی هستید؟
من دو همراه همیشگی دارم، اول اینکه سعی میکنم مسیر رفت و آمدم را طوری انتخاب کنم که در هر موقعیتی بتوانم پیادهروی کنم و دوم در کیفم همیشه کتاب است. مدتی قبل شش ماه متوالی کارم طوری بود که مدام در سفر بودم و تنها در زمان تأخیر هواپیماها توانستم ۱۰ کتاب روانشناسی را تمام کنم.
مصاحبه از ساناز شهابی