رومینا؛ فرزندکشی؛ پدیدهای که پایان ندارد

به گزارش دیبا خبر، اعتماد نوشت: در خردادی دیگر دختر نوجوانی با دستان پدر به قتل رسید. بعدازظهر یکم خرداد، رسانهها از قتل رومینا دانشآموز سیزده ساله تالشی توسط پدرش خبر دادند. گویا این دختر نوجوان به فردی علاقه داشته که مورد تایید پدر نبوده است و از این رو او درصدد برآمده تا با حذف فیزیکی رومینا قضیه را فیصله دهد. رومینا اولین دختری نیست که به دست پدرش کشته شد، آخرین هم نخواهد بود.سوم خرداد ماه سال ۹۳ بود که عاطفه، نوجوان هفده ساله کنگاوری با ضربات چاقوی پدرش به قتل رسید. پدر عاطفه در حین اعتراف به قتل گفت: «نتوانستم دیگر تاب بیاورم، کنترلم را از دست دادم، فشار روحی و ترس از بیآبرویی باعث شد که تصمیم بگیرم دخترم را بکشم. با ضربات چاقو به بدنش زدم. قصد داشتم که با روسری که دور گردنش پیچیده بودم خفهاش کنم که با همان ضربات چاقو جانش را از دست داد.» درست پنج روز قبل از این حادثه نیز دو دختر جوان دیگر به دست پدرشان در تربتجام خراسان رضوی به قتل رسیده بودند. ماجرا باز هم از این قرار بود که پدری دیگر «از دست آبروریزیهای دخترانش خسته شده بود».در چهارم تیر ماه سال ۱۳۹۲، دنیا دانشجوی دختر دیگری بود که قربانی حفظ آبروی خانواده شد. اینبار در پرونده قتل او، برادرانش نیز همدست پدر بودند. تکاندهندهتر از اینها ماجرای قتل مریم در سال۸۱ در اهواز بود. دختری که فقط ٧ سال داشت قربانی شک و ظن پدری شد که فکر میکرد داییاش به او تجاوز کرده است. پدر در حالی که سر بریده مریم را در دست داشت، بازداشت شد. او میگفت: «چکارم دارید؟ بچهام بود، سرش را بریدم، ولیدم هستم، شاکی هم ندارم». مطابق قانون مجازات اسلامی پدر یا جد پدری که فرزند خودش را بکشد، قصاص نمیشود. بر اساس این ماده قانونی پدری که به بهانه اعاده حیثیت و برای حفظ آبرویش، دختر خود را به قتل برساند، از تخفیف مجازات نسبت به سایر مجرمان برخوردار است، امری که خود میتواند مجوزی برای انجام چنین جنایتی باشد.
عوامل متعددی برای ارتکاب قتلهای ناموسی وجود دارد، اما کنترل اجتماعی و دخالت مردم در زندگی شخصی افراد یکی از مهمترین این عوامل است، چراکه ترس از «حرف مردم» و حفظ آبرو محرک اصلی در قتل دختران بیگناه توسط پدرشان است. قتل فرزند به دست پدر به بهانه حفظ ناموس و نگرانی از قضاوتهای مردم، ویژگیهای خاص خود را دارد که آن را از قتلهای عادی متمایز میکند و به همین دلیل قانون باید عنوان مجرمانه و مجازاتی جداگانه برای آن در نظر بگیرد.اساسا واژه « ناموس» در قانون تعریف نشده است، اما تعریفی که بهطور کلی از ناموس داده میشود آن را مترادف با غیرت، شرف و مردانگی میداند و چون واژههای اخیر ارتباط مستقیم با زنان دارد به همین دلیل بخش چشمگیری از مردان میپندارند که برای مراقبت کردن از «ناموس»شان باید دور زنان حصار حفاظتی بکشند. زمانی که احساس کنند در کشیدن حصار ناموفق بودهاند، برای جبران، گاهی دست به خشونت زده و خود «ناموس» را حذف فیزیکی میکنند. در قاموس چنین مردانی نبودن زنانی که بهزعم آنها «ننگ» محسوب میشوند تنها راهکار است تا خود را سربلند و موفق بپندارند. قتلهای موسوم به ناموسی پدیدهای نیست که تنها در جغرافیای ایران رخ دهد
طبق گزارشهای سازمان ملل متحد اینگونه قتلها در بنگلادش، بریتانیا، برزیل، اکوادور، مصر، هند، اسراییل، عراق، اردن، پاکستان، مراکش، سوئد، ترکیه و اوگاندا نیز رخ میدهد. البته در برخی از این کشورها، قانون اینگونه قتلها را محکوم کرده و نهادهای دولتی به کمک سازمانهای غیردولتی سعی در فرهنگسازی و جلوگیری از وقوع چنین حوادثی دارند. کنوانسیونهای بینالمللی نیز از دولتها میخواهند که در زمینه منع خشونت و تغییر شرایطی که به ترویج خشونت علیه زنان و دختران میانجامد، اقدامات لازم را انجام دهند. کنوانسیون رفع هر گونه تبعیض علیه زنان در بخشی از ماده ۵ از دولتهای عضو میخواهد که در تغییر الگوهای رفتاری، اجتماعی و فرهنگی مردان و زنان به منظور دستیابی به برانداختن تعصبات، عادات و دیگر روشهای عملی که بر طرز تفکر «پستنگری» یا «برتربینی» یک جنس نسبت به جنس دیگر یا نقش کلیشهای زنان و مردان مبتنی است، بکوشند.
کنوانسیون حقوق کودک نیز در بخشی از بند ۱ از ماده ۱۹ از کشورهای عضو میخواهد کلیه اقدامات قانونی، اجرایی، اجتماعی و آموزشی لازم را به عمل آورده تا از کودک یا همان افراد زیر هجده سال در برابر کلیه اشکال خشونت جسمی یا روانی، صدمه یا آزار و غیره حمایت کنند. دختران نوجوان بسیاری در ایران در معرض خطر یا قربانی قتلهای موسوم به ناموسی هستند و از آنجایی که دولت ایران به کنوانسیون حقوق کودک پیوسته است، بر اساس ماده ۱۹ این کنوانسیون نیز متعهد به مقابله با این فاجعه است. اگرچه قتلهای موسوم به ناموسی شکلهای مختلفی دارد که میتواند از میان همسر، خواهر و مادر یک خانواده قربانی بگیرد، اما اینجا صحبت از فرزندکشی است، صحبت از دختران جوان و نوجوانی است که قربانیان پدیده قتلهای موسوم به ناموسی در ایران هستند.
سالهاست که فعالان حقوق زن و کودک برای تغییر این قوانین تلاش میکنند، اما هنوز اتفاقی نیفتاده است. لایحه تامین امنیت زنان در برابر خشونت و لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان با گذشت سالهای متمادی هنوز نهایی نشده و بلاتکلیف ماندهاند. فرزندکشی پدیده اجتماعی ریشهداری است که صرفنظر از کارهای فرهنگی و اجتماعی برای از بین بردن تعصبات و باورهای غلط، باید در زمینه اصلاح قوانین هم گامهای جدی برداشته شود. انگیزه حفظ ناموس در قتل باید به عنوان یکی از عوامل تشدیدکننده قتل به حساب آید یا حتی فراتر از این، قانون باید عنوان مجرمانه جداگانهای برای قتل فرزند توسط پدر در نظر گیرد نه اینکه برای پدری که فرزند خود را برای حفظ «ناموس» میکشد، تخفیف قائل شده و راه فرار او از مجازات را باز گذارد.